تبليغاتX
روزگار مــن و زبـــل خــان

روزگار مــن و زبـــل خــان

 

سلام به همه

الهی که من فدای تک تک تون بشم

خوبین دوستای خوبم منم خوبیم  چشمم هم خدا رو شکر خیلی خیلی بهتره

این مدت با اجازتون عین دزدا  میومدم میخوندمتون . البته نه کامل . فقط در حدی که با خبر باشم از حال و روزتون روم به دیوار که اینقدر برو تشریف دارم خوب روزا خوصلم خیلی خیلی سر میرفت البته هنوزم میره

هفته اینده باز باید برم دکتر تا ببینه کجا چه خبره یکشنبه هم باز نوار چشم باید بگیرم

از هفته بیش رفتم کلاس ورزش ثبت نام کردم .  الان بنده یک عدد قندک بانو ورزش کارم ورزش بیلاتس رفتم با خانوم دوست زبلی کلاس ورزشم نزدیکه تو همین ظفره . آرامیس اسمشه

اینقدر شلوغه من موندم مردم این همه ورزش میکنن برای چی

یکشنبه گذشته روز اول ورزش بود . قندک خانوم خبل خانوم تشریف فرما شدم  به کلاس

یعنی افتضاح بودم تو تمام حرکات تا میگه دولا بشین دست و برسونین به زمین . مال من تا بایین زانوهام بیشتر نمیاد

قلنبه ترین فرد کلاس هم بنده می باشم  همه ازین خانومای طریف و مانکنن

ااااااااااااا یادم رفت بگم تقریبا هر شب با زبلی خان . تنبل خان میریم بارک برای بیاده روی

البته زبلی ۲ قدم میاد . یه ربع میشینه ولی من هی راه میرم  تا اون نشسته مربی ورزشم گفت : برای اینکه بیشتر و زودتر لاغر بشی باید یک ورزش هوازی انجام بدی

منم که عین خنگا گفتم ورزش هوازی دیگه چیه

اونم گفت : ورزشی که ضربان قلب و ببره بالا اسون ترینش هم بیاده روی تند هست حالا من تند تند راه میرم

شبه اولی که رفتیم بارک ( بارک ملت رفتیم) بعد از بیاده روی  با زبلی رفتیم سمت این دستگاهای ورزش من رفتم بالای یکیش دیگه نتونستم بیام بایین هم غش کرده بودم از خنده و هم ترسیده بودم که بیوفتم . هم بام گرفته بود

خلاصه با بد بختی زبلی  آوردم بایین زبلی هم چندتا رو امتحان کرد . که همین کارمون باعث شد . هر دوتامون باهامون بگیره عین چلاغا تا دم ماشین راه اومدیم

مربی ورزشم گفت : سعی کن اب کرفس بخوری تا چربی بیشتر چذب بدنت نشه  منم که از سبزیجات فراریم ولی بریشبی  اب کرفس گرفتم برای خودم . اول یکم خالی خوردم . دیدم اااااای بدکی نیست . ولی بعد ترسیدم  یهو حالم بد بشه و برای همین ۲ عدد سیب هم  اب گرفتم . ریختم توش خوردم . مزه سیب قالب(غالب) شد به مزه کرفسه خوب بود . دوست داشتم

خوب دیگه چی بگم براتون دیگه چیزی بادم نمیاد

باز هم مممنونم از همتون به خاطر این همه محبتی که به من دارین

دوستتون دارم یه عالمه

خدافظی

ب ن : روز مادر  مبارک دوستای خوبم

روز زن هم مبارک دوستای  خوبم

امیدوارم که همه دوستای عزیزم تا سال دیگه یا مامان بشن یا خانوم اگرهم نشدن اصلا مشکلی نیست و چون خدا دوستشون داشته و میخواسته فعلا راحت باشن

 

ب ن : فائزه عزیزم قدمه نو رسیده مبارک باشه انشالله که باربد عزیزم ۱۲۰ ساله بشه من منتظر عکسشم

نفس عزیزم قدم نورسیده مبارک نمی دونم اسم گل بسرت و چی گذاشتی انشالله که ۱۲۰ ساله بشه( رمز جدیدتم رد کن بیاد)

 

ب ن : ریمای عزیزم تولد مبارک باشه خانومی  نمی دونم چند اردیبهشت به دنیا اومدی عزیزمانشالله که ۱۲۰ ساله بشی خانوم خوشگله

ب ن: سحر عزیزم خواهر زن شدنت مبارک باشه خانومی اینم برای نبات جیگره

ب ن : هستی عزیزم امیدوارم که هرچه زودتر ارامش به زندگیت برگرده

ب ن : خانوم لیمویی جونم یه دنیا خوشحال شدم که با همون اسم برگشتی بشمون خونه و ماشنین تون هم مبارک باشه شیرینی من کو

ب ن : حسن کچل جونم عاشق این کتابی نوشتنتم

ب ن : مامان کوروش اینقده دلم میخواد لوبتو ماچ کنم  بعد از دیدن عکست به نظر من کوروش شکله خودته

ب ن : مامان نگار عزیزم روز معلم رو بهت تبریک میگم عزیز دلمشرمنده با تاخیر تبریک گفتم

ب ن : آخرین ب ن  می باشد میخوام بگم که عاشقتونم نمی دونم از دوستای دیگه کسی معلم هست یا نه می دونین که من گیجم

اگر هست که روزتون مبارک باشه

امیدوارم که فردا یه عالمه کادوهای  خوب خوب گیرتون بیاد . دوستای خوبم کادوهایی که بر باشه از عشق و محبت (چه فلسفی گفتم این جمله رو)

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 16:8 توسط قندک بانو| |

 

سلام به همه دوستای عزیزم

خیلی خیلی ممنونم ازتون

امروز از بیمارستان مرخص شدم . ولی دکتر بهم گفته تا ۲ ماه حق نگاه کرذن به کامبیوتر و ندارم

الان هم  اینقدر به زبلی قسم دادم تا گذاشته این ۴ تا خط و بنویسم

خیلی دلم براتون تنگ میشه

قده یه دنیا ممنونم ازین همه محبتی که بهم دارین ممنونم که اینقدر نگران حال من هستین

امیدوارم روزی بتونم جبران کنم برای همتون

مراقب خودتون باشین

دوستتون دارم یه عالمه

خدافظی

 

ب ن : فائزه عزیزم امیدوارم به سلامتی  گل بسرت به دنیا بیاد

نفس عزیزم امیدوارم گل بسر تو هم به سلامتی به دنیا بیاد

شما ۲تا عکس از نی نی ها گذاشتین زودی بر ندارین  تا منم چشمم خوب شه بیام ببنیمنشون

 

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 17:8 توسط قندک بانو| |

 

سلام به همه دوستای عزیزم

خوبین

از روز ۵ شنبه رفتم بیمارستان برای زدن آمبول  توی سرممهروزهم ازم دارن خون میگیرن . ۴ تا ام آر آی دیگه هم دادم

از ساعت ۸ صبح تا ۲ بعدظهر طول میکشه تزریق سرمم . وسطش هم آمبول میخورم (نشیمنگاهم). روزی یه مشت هم قرص بهم میدن اصطلاحا به این کار میکن بالس ترابی ( البته ب نیست . بلکه ب سه نقطه باید بزارین جای هر دو ب ) کرتون بهم دارن میرنن

سرگیجه هم دارم . بی حالی هم که بهش اضافه کنین.

دید چشمم به نظرم یکمی بهتر شده .واضح تر میبینم .خدا رو شکر

لکه ای هم توی نخاعم دیده بود دکتر و زیاد مهم نیست و خطری نداره فعلا

امیدوارم هیچ کدمتون بجر برای زایمان باتون به بیمارستان نرسه

انشالله  هم خودتون هم خانواده هاتون همیشه سالم و سلامت باشین

شرمنده که نیومدم بهتون سر بزنم . سرگیجه نمیازه . نور لب تاب هم برای چشمم اصلا خوب نیست

یه دنیا ممنونم به خاطر  این همه محبتی که بهم دارینامیدوارم تو شادی هاتون جبران کنم

دوستتون دارم یه عالمه

خدافظی

ب ن: هستی عزیزم این چند روز همش به یاد خودت و مادر عزیزت بودمانشالله به حق خانوم فاطمه زهرا(ع) هرچه زودتر حال مامان خوب بشه

ب ن: زن بابای عزیزم امیدوارم  که هرچه زودتر سلامتی کاملت و بدست بیاری

 

ب ن: قسمت تائید نظرات و برداشتم دوستای عزیزم

نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 19:27 توسط قندک بانو| |

 

سلام به همه

یه دنیا ممنونم از  همتون به خاطر این همه لطف و محبتی در حقم دارین

امروز ساعت ۲ با آژانس رفتم مطب دکتر جان تویه خیابون قائم مقام بود مطبش

تا ساعت ۳ جلو در بودیم تا منشی در و باز کرد

همه مریضاش بهم گفتن . کم کم باید تا ساعت ۸ اینجا بشینیتا نوبتت بشه

ساعت ۴ خانوم دکتر اومد . تا اومد رفتم به خانومه منشی گفتم : اگه میشه نیم ساعت قبل از اینکه من برم تو . بهم بگین تا بگم همسر بیاد

اونم گفت: چقدر طول میکشه تا همسرت بیاد . گفتم حدود نیم ساعت تا ۴۰ دقیقه

گفت : زنگ بزن تا بیاد من شاخام رسید به اسمون

خلاصه که زبلی جونم هم سر نیم ساعت رسید . هنوز نشسته بود که بهمون گفت بریم تو

دکتر بهم گفت : اگر این نمیزد به چشمت . چند ماه دیگه تبدیل به ام اس میشد

بهش گفتم که شست بام هم ( بعد از ماه رمضون) به مدت ۱ ماه خواب رفته بود

گفت : اونم برای همین بوده . یه قسمتی از مغزم التهاب داره  ( زبلی میگه اون التهاب نیست . تو اون یه ذره جا که قده یه نخوده تازه مغز بیدا شده)

خلاصه که بهم گفت : فردا صبح برم بیمارستان خاتم انبیا  برای زدن آمبول ( توی رگ میزنن . ۴ساعت طول میکشه زدنش) به مدت ۴ روز باید برم 

بعد ۴ روز . برام ازمایشات تکمیلی مینویسه . بایه ام آر آی تزریقی . تا ببینه رفع شد یا نه

تویه نخام هم گفت : یه چیزی هست (همون بیشتر تبدیل به ام اس میشه)

روز ۲ شنبه هم میخواستم برای نی نی باز برم دکتر . که  حالا باید صبر کنم تا کامل خوب بشم

حدود ۱ ساعتی هست که رسیدم خونه . گفتم بیام زودی شماها رو با خبر کنم و برم

تویه این ۱هفته که من دونباله دوا درمون بودم . به چشم خودم دیدم که چطوری خدا خواست تا من  به این زودی به نتیجه برسم

یکشنبه هفته بیش . با مامانم رفتیم سراغ ۳تا از چشم بزشکای معروف . همشون برای ۲تا ۳ ماه دیگه وقت دادن . هرچی  گفتم بابا  چشمم لک اوفتاده توش منشی های محترم گفتن : به ما مربوط نیست دکتر وقت نداره

ساعت ۷ بعد از ظهر بود . مامانم یهو گفت : بیا بریم اورزانس بیمارستان لبافی نژاد (توی باسداران)

یه بار فندوق انگشت کرده بود تو چشم برادرم رفته بودن اونجا

( دوستان عزیز شرمنده من یادم رفت ثبت موقتش کنم) الان اومدم دیدم شماها نظر هم برام گذاشتین داستان نصفه نیمه بود که

وسط نوشتن داشتم ماکارونی دم میکردم . بعدش یهو مامانم اومد خونمون . منم بستم صفحه  رو

خلاصه جونم براتون بگه که من رفتم قسمت اورژانس بیمارستان لبافی نژاد . تا به خانوم دکتره گفتم لک جلوی چشمم  هست . سریع گفت برو فیش بگیر بیا تا ببینیمت ( ۲ تا دکتر بودن)

خلاصه این ۲ تا یه ۱۵ دقیقه ای چشم من و بالا بایین کردن . بعدش بهم گفت : برو بیرون بشین تا من با یکی از همکارم تماس بگیرم . اون بیاد ببینه چشم تو

یه ۱۰ دقیقه بعد یه اقای دکتر اومد . نگاه کرد چشمم . هی اینورش کرد . هی اونورش  کرد

آخر سر بهم گفت : این برونده تو بگیر . فردا صبح ساعت ۸ بیا کلینیک بیمارستان لبافی نژاد . اونجا بیا بیش همین خانوم دکتر و بعد این میارتت بیش من . بعد من بدون نوبت میبرمت تو

منم که از همه جا بیخبر . گفتم باشه

فرداش ساعت ۸  رفتیم اونجا ( مامانم رفت دونبال جا بارک ماشین ) من رفتم تو دیدم نزدیک ۷۰۰ . ۸۰۰ تا آدم تو همون طبقه همکف هستن

رفتم قسمت اورژانس بیمارستان .برای دیدن خانوم دکتر . تا از در رفتم تو . برید اومد بیشم و سلام و احوال برسی گفت : همین الان دکتر اومد سراعت و گرفت بیا بریم بالا

رفتم باهاش طبقه دوم . دیدم اااااااااااااااااااا یه ۲۰۰ نفر هم تویه اون طبقه هستن خلاصه بردم توی اتاق که دکتر بود . باز چشمم و معاینه کرد دکتر و بعد  بهم گفت : بیا بریم بیرون تا من یه نوبت بهت بدم تا دکتر بیاد . گقتم کدوم دکتر ؟؟

گفت: دکتر فوق تخصص شبکیه مون . دکتر آذرنیا

گفت : خیلی شانس آوردی که امروز این دکتر اومده اینجا خلاصه که رفتیم بیرون . از خانومی که اونجا بود یه نوبت داد دستم ۳۰۱ بعد من رفتم نشستم . دیدم رو تابلو زده شماره ۲۱۰  بیش خودم گفتم : کم کم ۲ ساعت باید اینجا باشم تا برم تو جالب اینجا بود که تا شماره ۱۰۶۰ هم شماره داده بودن به ملت

مامانم هم بعد ۱۵ دقیقه رسید بهم . هرچی گفتم تو برو . من خودم میام . گفت نه من باید ببینم چی شدی . تا داشتم با مامانم جر و بحث میکردم . یهو دیدم دکتر محترم از رو سر و کول جمعیت اومد سراعم اومد گفت : خانوم شما با من بیا

با دکتر رفتم تو همون اتاق قبلی . بعد از اونجا رفتم تویه اتاق دیگه .دیدم یه دکتر  بیر نشسته اونجا . بعد اومد معاینه کرد چشمم و بهم گفت : شما باید هم عکس بگیری از چشمت . هم ام ار ای مغز و نخاع بدیگفتم : اقای دکتر خطرناکه مریصیم

گفت : نه . ولی معلومه عصبانی زیاد میشی  گفتم : اتفاقا  اصلا عصبانی نمیشم . یعنی میشم ولی بروز نمیدم . میریزم توی خودم گفت : همین مشکل ساز شده برات دیگه

بهم گفت : همین الان برو عکس چشم بگیر . فردا هم ام آر آی بده . بعد برو بیش دکتر متخصص اعصاب

به دکتره گفتم : میشه کارت مطبتون رو بدین که باز بیام بیشتون گفت : اول باید بری دکتر مغز . بعد چشم بزشک . در ضمن من کارت ندارم

خلاصه که به صورت معجره اسایی این دکتر معروف بنده رو دید . جالبیش اینکه یه ۱۰۰۰ تومنی از من نگرفتن

ام آر ای هم به صورت اورژانس بهم وقت داد. ساعت ۱/۵ شب رفتم  جوابش که اومد . نمی دونستم کدوم دکتر چشم برم که یهو خواهر زبلی زنگ زد و گفت : دکتر فرتوکزاده . تو بیمارستان خاتم . ساعت ۲ میاد . اسم تورو با بارتی بازی رد کردم جز مریضاش بدو برو( رفتم تو بیمارستان به خانومه میگم . من وقت دارم از دکتر فرتوتزاده) زنه گفت : منظورتون فرتوکزادس گفتم : ها همونهاز خونه تا بیمارستان هم داشتم به فامیلی این بنده خدا میخندیدیم فرتوت زاده

ساعت ۱:۱۵ بهم گفت  از خونه ما تا بیمارستان خاتم انبیا با ماشین اگر خلوت باشه . حدود ۱۰ دقیقه راهه تیز اژانس گرفتم و رفتم

یه ۱ ساعتی معطل شدم تا دید من و . بهم ۲تا قرص داد . بایه قطره

بعد هم گفت : ۵ شنبه بیا من باز ببینمت  گفت : تا قبل ۵ شنبه هم حتما به دکتر مغز و اعصاب برو تا نظر اونو هم من ببینم

بهش گفتم : دکتر ابولفضلی خوبه ؟؟ گفت : آره برو بیش همون

امروز رفتم اونجا که خدارو شکر خلوت بود و من مریض ۷ بودم که ویزیت شدم

خانومایی که نوبت داشتن . همه بعد از من رفتن  تو اتاقفکنم کلی فوش خوردم

بعد هم زبلی رفت دفتر و من اومدم خونهبقیه داستان هم میدونین . وسط اشبری و  وبلاگ نویسی  مامی جانم اومد

خوب دیگه برم  یه دنیا ممنونم از تک تکتون که با اینکه نصفه بود متن ولی خونده بودین

ممنونم به خاظر دعاهای قشنگتون

خدافظی

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 19:4 توسط قندک بانو| |

 

سلام به همه

خوبین دوستای عزیزم

منم خوبم زبلی یکشنبه صبح ساعت ۵ رسید خونه

خودش اومد ولی چمدونش نیومد فردا چمدونش میرسه

یکم از خودم بگم این ۱ هفته خونه مامی جان همش به دکتر و مطب و بیمارستان گذشت

دروغ نگم روز جمعه  خونه بودیم

عکس رنگی از چشمم گرفتم . ام آر ای . مغز و نخاع هم دادم 

الان هم همش ۱ ساعته رسیدم خونه . رقته بودم باز دکتر چشم . ۲تا قرص و یه قطره بهم داد . تا ۵شنبه که باز میرم بیشش

جواب ام آر آی هم گرفتم . همه چیز نرماله به جز یه چیزی سمت چب معزم یه چیزی توشه

فردا هم باید باز برم دکتر مغز و اعصاب . البته اگر نوبت بهم برسه

همون دکتر جاری جانم میرم(همون که ام اس داره) دکتر ابولفضلی

امیدوارم تک تکتون همیشه سالم و سلامت باشین

این از روزگار ماسال ۹۱ که به شکل زیبایی برای ما شروع شد 

کم و بیش اومدم بهتون سر زدم . البته وبلاگای بلگفا برام باز نشده ( بعضی هاتون)

خوب برم دیگه شام باید درست بنمایم البته نمیدونم چی بار بزارم

از دیروز گیر دادم به این آهنگ وبلاگم همینجور گوشش میدم کلا من عاشق آهنگایی هستم که موزیکش تنده . منتش اروم کمی هم قر دادم باهاش

خوب برم دیگه

التماس دعا خدافظی

 

ب ن :هستی عزیزم انشالله که به زودی مامان خوبه خوب میشنتوکلت به خدا باشه عزیزم

آنی عزیزم خدا رو صدهزار بار شکر میکنم که خودت و حبه انگور  صحیح و سلامت هستین

فنان جان یه دنیا ممنونم ازت که تو سفر به یادم بودی زیارتت هم قبول باشه عزیز دلم

نازنین عزیزم انشالله حال مامان بهتر میشهامیدوارم به زودی زود خبر خوب شدن مامان و بهمون بدیچشمت هم روشن عزیز دلمخاله شدنت مبارک خانومی

نبات عزیزم ممنونم که اینقدر به یادم هستی

گلابتون عزیزم تولد مبارک باشهامیدوارم ۱۲۰ ساله بشی خانومی

کرال عزیزم آدرس خونتونو بده تا من نصفه شب بیام به حساب  ماشین این همسایتون برسم

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 18:8 توسط قندک بانو| |

سلام به همه

خوبین دوستای خوبم

منم خوبم  شرمنده روی ماه تک تکتون هستم

با اجازتون الان بنده تنها می باشم زبلی تو فرودگاهه داره میره فرنگ

تصمیم دارم تا زبلی نیست خونمون بشه بایگاه زنان 

دوستتون دارم یه عالمه

گفتم بگم بهتون . بعد برم رفتم دکتر چشم . حتما خبرتون میکنم از نتیجه

مراقب خودتون باشین

خدافظی

ب ن : دعا کنین زبلی جونم صحیح و سلامت برگرده بیشم

 

نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 3:31 توسط قندک بانو|

سلام به همه

خوبین دوستای عزیزم

قده یه دنیا دلم براتون تنگ شده بود

جمعه ۴ فرودین ما خونه  نشستیم تا ملت بیان دیدنمون از ساعت ۴ مهمونداشتم تا ساعت ۱۰:۳۰ شب اخرین مهمون که رفت . سریع آماده شدیم و رفتیم خونه برادرم برای عید دیدنی

دستش درد نکنه ۱۰۰ به من عیدی داد . ۵۰ به زبلی

۵ فروردین هم ساعت ۸:۳۰ شب ما رفتیم دبی

وقتی رسیدیم خونه جدود ساعت ۲ شب بود . زودی رفتیم با زبلی ولو شدیم

از فرداش هم زبلی ساعت ۱۰ میرفت دفتر تا ساعت ۶  ۲ روز هم من باهاش رفتمولی خوب سرش شلوغ بود . منم خوب خوصلم سر میرفت

۳ شب رفتیم سیتی سنتر عجمان . یکم خرید کردیم و بعد هم رفتیم سینما

یه شب هم رفتیم امارت مال  با دوست زبلی شام خوردیم و بعد هم رفتیم سینما

یک روز رفتیم راس الخیمه (یکی از شهر های امارات میشه) زبلی رفت سراغ چند تا مشتری هاش . منم تو ماشین بودم یه مال هم اونجا بود . که رفتیم توش یه چرخی زدیم  بعدش رفتیم تویه رستورانش (هم رستوران بود هم کافی شاب بود ) اول یه سالاد سزار خوردیم . یه نونی هم خوردیم که وسطش یه چیزی مالیده بودن ( من خوشم نیومد) در آخر هم من فاندانت چاکلت خوردم

زبلی هم چایی تا اون روز من فاندانت چاکلت داغ و بستنی نخورده بودم به نظرم بدکی نبود . فقط بستنیش خیلی کم بود

تعطیلات بدی نداشتیم ولی خوب خوب هم نبود همچین

با اجازتون از روز جمعه (قبل رفتنمون) یه لکه بزرگ اوفتاد جلوی چشم سمت راستم . این مدت کلا اعصاب و روانم ریخته بود بهم . هیچ چیز و نمی تونستم درست ببینم . شبنه وقت گرفتم از دکتر تا برم ببینم چی شده چشمم

تمام تعطیلات من با یک چشم میدیدم الان این ۲تا خط رو هم به زور نوشتم براتون . خیلی به چشمم فشار اوردم

امیدوارم چیز مهمی نباشه باز خل شدم . همش میگم حتما ام اس چشمی گرفتم

 یکشنبه ۱۳ فروردین هم ساعت ۱۱:۱۵ شب برواز کردیم اومدیم  تهران

از ساعت ۲ تا ساعت ۴:۳۰ تو فرودگاه . به لنگه با وایساده بویدم ( در هوابیما باز نمیشد تا اینا چمدونا رو تحویل بدن)

دیروز هم رفتم خونه مامانم

امروز هم که در خدمت شماها هستم

به وبلاگ همتون سر زدم . ولی دقیق و کامل نتونستم بخونموتون 

خدا رو شکر که همه دوستانم تعطیلات خوبی داشتن

خدا رو شکر که مادر هستی عزیزم حالش رو به بهبودی هست انشالله که به زودی خوبه خوب میشنهستی عزیزم شرمنده که دیر با خبر شدم

از خدا میخوام که هرچه زودتر ماشین مامان نگار عزیزم هم بیدا بشه

خدافظی

ب ن : امیدوارم تمام دوستای عزیزم تویه سال جدید سالم و سلامت باشن امیدوارم حتی سرما هم نخورن برای چشم منم دعا کنین . با این وضعیت اصلا نمی تونم بیام نت

ب ن : یادتونه بارسال هم وقتی از دبی برگشتم چشمم اینجوری شد ؟؟ ولی خوب امسال کل چشمم لک اوفتاده 

ب ن : شرمنده که نمیتونم براتون نظر بزارم دوستای عزیزمجواب هم نمی تونم به نظراتتون بدم

تا مدتی قسمت نظرات رو میبندم که بیشتر از این شرمنده روی ماهتون نشم

ب ن: نمیدونم اسم این دسر رو درست نوشتم یا نه فاندانت چاکلت کیک شکلاتی داغ بود ( توش البته کمی شول بود) با یه  اسکوب بسنتی وانیلی

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 17:0 توسط قندک بانو|

سلام به همه

سال نو مبارک

امیدوارم تا امروز حسابی بهتون خوش گذشته باشه


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1391ساعت 14:48 توسط قندک بانو| |

 

سلام به همه دوستای عزیزم

خوب امروز اومدم تا آخرین بست سال ۹۰ رو بزارم

امیدوارم که سال ۹۰ برای همه دوستام سال خوبی بوده باشه

از خدا میخوام که سال ۹۱ خیلی خیلی بهتر از سال ۹۰ باشه برای تک تک شماها

امیدوارم سالی براز شادی و سلامتی بیش رو داشته باشین 

از ته دلم ارزو میکنم که به همه ارزوهاتون برسین

توی این ۱ سال اگر چیزی گفتم یا کم سر زدم به خونه هاتون یا هرچیزه دیگه ای که باعث ناراحتی شماها شده خواهشمندم ازتون که حلالم کنین

 

هستی عزیزم سالی براز شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم انشاله که سال ۹۱ حال مامان خوبه خوب میشهمنم خاله میشم

 

لیمویی عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات اروز میکنم انشالله در سال ۹۱ میری خونه خودتون

 

فلفولی عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات اروز میکنم انشالله خدا همه ارزوهاتو براورده کنه

 

زن بابای عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات اروز میکنم امیدوارم سال ۹۱ به سلامتی برین خونه جدیدتون به دور از هر گونه مزاحم

 

آنی عزیزم سالی بر از سلامتی و ارامش و شادی برات اروز میکنم امیدوارم که این ۹ ماه رو به سلامتی بشت سر بزاری و حبه انگور ما به دنیا بیاد

 

سحر عزیزم سالی بر از سلامتی و شادی و ارامش و موفقیت برات اروز میکنمامیدوارم که سال ۹۱ یکی از بهترین سالهای عمرت باشه عزیزم نبات هم تا ۱۲۰ سالگیت چسبیده باشه به خودت

 

خانومی عزیزم سالی بر از سلامتی وشادی و ارامش برات ارزو میکنمامیدوارم  تو سال ۹۱ به همه ارزوهات برسی خانومی اینقدر هم سرت شلوغ بشه که کمتر دل تنگ بشی برای اینجا

 

سیندرلای عزیزم سالی براز ارامش و سلامتی و شادی برات ارزو میکنمامیدوارم سال ۹۱ عروس بشیبه  همه ارزوهاتم برسی عزیز دلم

 

سبیده عزیزم سالی بر از آرامش و سلامتی و شادی برات ارزو میکنم امیدوارم به همه ارزوهات برسی عزیزم(یه روز هم من و دعوت کنی بیام ناهار خونت)

 

مینای عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم انشالله سال ۹۱ عروس بشی به همه ارزوهاتم برسی عزیزم

 

دریای بی وفا انشالله سال جدید سالی بر از ارامش و سلامتی و شادی باشه برات اینم برای گل بسرت

 

سیمای عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمامیدوارم که به همه ارزوهات برسی عزیزم عروس هم بشی(فکر کن تو و مینا باهم عروس بشینبنده خدا مامان و بابا که باید جهاز بدن)

 

فائزه عزیزم سالی براز ارامش و سلامتی و شادی برات ارزو میکنمانشالله به سلامتی فارغ بشی عزیزماینم برای گل بسرت

 

رهای عزیزم سالی براز ارامش و سلامتی و شادی برات اروز میکنم انشالله به سلامتی بری خونه خودت به سلامتی هم بری زیارت خونه خدا (برای منم یه چمدون سوغاتی بیاری)

 

لیلای عزیزم (مامان حنا) ای بی وفا سالی بر از سلامتی و ارامش و شادی برات ارزو میکنم انشالله به سلامتی هوشنگ خان و به دنیا بیاری عزیزم

 

مهربانو عزیزم سالی بر از سلامتی و شادی و ارامش برات ارزو میکنم انشالله تو سال جدید من خاله بشم به همه ارزوهاتم برسی عزیزم

 

مامان نگار عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برا ارزو میکنم انشالله تو سال جدید به همه ارزوهات برسینگار عزیزم هم  هر روز موفق تر از  روز قبلش باشه در سال جدید

 

ریمای عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش و موفقیت برات ارزو میکنم انشالله به همه ارزوهات برسی عزیزم(دوباره هم برگردی)

 

خرزنه عزیزم سالی بر از ارامش و سلامتی و شادی برات ارزو میکنمانشالله یه خونه خوب در سال ۹۱  میخرینامیدوارم به همه ارزوهات برسی عزیز دلمسها خانوم هم تشریف بیارن دیگه

 

ندای عزیزم سالی بر از سلامتی و ارامش و شادی برات ارزو میکنم انشالله به سلامتی دخمل نازت به دنیا بیاد

 

من و ناناشی عزیزم سالی بر از سلامتی و ارامش و شادی ارزو میکنم امیدوارم به همه ارزوهات برسی خانومی

 

مینای عزیزم(دنیای مینا) سالی بر از ارامش و سلامتی و شادی برات ارزو میکنم انشالله تو سال جدید به همه آرزوهات برسی منم خاله بشم

 

حسن کچل عزیزم سالی بر از ارامش و سلامتی و شادی برات ارزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسی منم خاله بشم

 

مه سیمای عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم امیدوارم به همه ارزوهات برسی در سال جدید عروس هم بشی به ما شیرینی بدی

 

بهار عزیزم سالی بر از ارامش و سلامتی و شادی برات ارزو میکنم امیدوارم به همه ارزوهات برسی

 

 رویای عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی وموفقیت برات ارزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسی

 

مهربان عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و موفقیت برات ارزو میکنم انشالله تا سال دیگه هم عروس بشی هم یه کنسرت بزاری

 

افسون عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسی عزیزم به زودی هم یه سر بیای ایران

 

سکوت عزیزم سالی بر از ارامش و سلامتی و شادی برات ارزو میکنم امیدوارم که همسرت همیشه در کنارت بمونه عزیزم

 

مینای عزیزم(از هردری سخنی) سالی بر از سلامتی و ارامش و شادی برات آرزو میکنم از خدا میخوام به همتون صبر بدهانشالله سال ۹۱ یکی از بهترین سالهای عمرت باشه عزیز دلم

 

بربادرفته عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم خدا رو شکر که به سلامتی امیر اراد عزیز به دنیا اومد انشالله سال دیگه یه خواهر  براش بیاری

 

سمانه عزیزم سالی بر از شادی و موفقیت و سلامتی برات ارزو میکنمامیدوارم  به همه ارزوهات برسی عزیزم

 

شیدا عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم انشالله سال جدید عروس بشی به ماهم شیرینی و شام بدی

 

من عزیزم (من و اقایی) سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسی

 

گلابتون عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمامیدوارم تا سال دیگه به همه خواسته هات برسییه خواهر هم برای گل بسر بیاری

 

سارای عزیزم سالی بر از ارمش و سلامتی و شادی برات ارزو میکنم انشالله تو سال جدید بیشتر بنویسیاینم برای ۲تا گل بسرات

 

مژگان عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم امیدوارم به همه ارزوهات برسی عزیزمتابستون هم بیای ایران

 

لیلی عزیزم سالی بر از ارامش و سلامتی و شادی و موفقیت برات ارزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسی عزیزم منم خاله بشم

 

شیرین عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم امیدوارم به همه ارزوهات برسی

 

ستایش عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمانشالله تو سال جدید مامان بشی عزیز دلم

 

فرناز عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم امیدوارم به همه ارزوهات برسی عزیزممنم خاله بشم امسال

 

یک زن متاهل عزیز  سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمامیدوارم به زودی همسرت برگرده بیشت

 

سبیده عزیزم (دختر چب دست) سالی بر از ارامش و سلامتی و شادی برات ارزو میکنم انشالله به همه ارزوهات برسی عزیزمعروس هم بشی

 

مهرو عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم امیدوارم به همه ارزوهات برسی عزیزم

 

 گندم عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی وآرامش برات ارزو میکنمامیدوارم به همه آرزوهات برسی

 

 نرگس عزیزم (رازچشمانم) سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسی عزیزم

 

مهسای عزیزم (خاطرات جوجو) سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات آرزو میکنمانشالله امسال میری خونه خودتمنم عروسیت دعوت کنی

 

نیکادل عزیزم سالی بر از سلامتی و شادی و ارامش برات ارزو میکنمانشالله اون برنامه ای که داری به خوبی انجام بشهیه عکس هم از لباست بزاری تا ما دق نکنیم از فضولی

 

سمیرای عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم انشالله تو سال جدید همیشه خبرای خوش بهت برسه عزیزمخدا رحمت کنه دایی جان انشالله همه عزیزانت ۱۲۰ سال سایشون بالای سرت باشه

 

نازنین عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم انشالله در سال جدید حال مامان خوبه خوب میشهخواهری به سلامتی زایمانش انجام  میشه

 

مامان کوروش عزیز سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم انشالله به همه ارزوهات برسی عزیزماینم برای کوروش عزیزم

 

یلدای عزیزم سالی بر از ارامش و شادی و سلامتی برات ارزو میکنم امیدوارم به همه ارزوهات برسی خانومییه چند روزی هم بری سفر تو تعطیلات نوروزی

 

 فنان عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و آرامش برات ارزو میکنم از خدا میخوام همینجوری که داری خاله میشی یهویی مامان هم بشی

 

نبات عزیزم سالی بر از ارامش و شادی و سلامتی برات ارزو میکنمامیدوارم در سال جدید عروس بشی

 

کرال عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمامیدوارم به همه آرزوهات برسی عزیزم

 

نازنین عزیزم(زندگی مخفی یک ...) سالی بر از ارامش و شلامتی و شادی برات ارزو میکنم امیدوارم به همه ارزوهات برسی خانومی

 

مانی خان سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسی 

 

ریحا عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم امیدوارم به همه ارزوهات برسی عزیز دلم منم خاله شم

 

ترنم عزیزم سالی بر از آرامش و شادی و سلامتی برات ارزو میکنم انشالله به سلامتی فارغ بشیاینم برای گل بسرت

 

سایرا عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم انشالله تو سال جدید بری خونه خودت خانومی

 

هیوای عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم انشالله سال خوبی در کنار گل بسر داشته باشی

 

هلنای عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم امیدوارم به همه ارزوهات برسی

 

مامان هدی عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم امیدوارم به همه ارزوهات برسی یه خواهر هم برای بسملت بیاری

 

سارای عزیزم سالی بر از ارمش و سلامتی و شادی برات آرزو میکنم انشالله در سال جدید بنده خاله بشم شما هم مامان

 

باران عزیزم سالی بر از ارمش و سلامتی و شادی برات ارزو میکنمانشالله به همه ارزوهات برسیعروس هم بشی

 

رهای عزیزم (روزهای دور از خانه) سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسیعروس هم بشی

 

..... عزیزم (نوشته  های تو) سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمامیدوارم امسال به عشقت برسی منم یه عروسی بیوفتم

 

فاطمه عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و آرامش برات ارزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسیعروس هم بشی

 

آنای عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسی

 

کوکی عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم امیدوارم به همه ارزوهات برسیمامان هم بشی

 

گلدونک عزیزم سالی بر از ارامش و سلامتی و شادی برات ارزو میکنم امیدوارم به همه آرزوهات برسیمنم خاله بشم

 

سبیده عزیزم (دردلهای من) سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمامیدوارم سال جدید بری تو خونه خودت عزیزم

 

اماسیس خان سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش براتو ارزو میکنمانشالله به همه ارزوهاتون برسینسربازی تونم به سلامتی تموم بشه

 

مامان ابولفضل سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمانشالله به همه ارزوهاتون برسین

 

بانوی مهر عزیزم سالی بر از شادی و ارامش و سلامتی برات ارزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسی

 

الهه خاموشی عزیزم سالی بر از ارامش و شادی و سلامتی برات ارزو میکنمامیدوارم به همه آرزوهات برسی خانومی

 

 عروس و دختر بزرگ عزیزم سالی بر از آرامش و شادی و سلامتی برات ارزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسی عزیزم

 

سارا از ساری عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنم انشالله به همه آرزوهات برسیمنم خاله بشم

 

آناهیتای عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمامیدوارم به همه آرزوهات برسی خانومییه روز منم دعوت کنی برای ناهار بیام منزلتون

 

الهه عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمامیدوارم تا سال دیگه یه خواهر برای بسملی بیاری

 

رز عزیزم سالی بر از آرامش و شادی و سلامتی برات ارزو میکنمانشالله به سلامتی  نی نی به دنیا بیاد

 

رویا۲ عزیزم سالی بر از ارامش و شادی و سلامتی برات آرزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسی

 

مهدیس عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و ارامش برات ارزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسی

 

حکیمه عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی و آرامش برات ارزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسی

 

سارینو عزیزم سالی بر از شادی و سلامتی وارامش برات ارزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسی خانومی

 

 

مریم عزیز (دوست جدید) سالی بر از ارامش و شادی و سلامتی برات ارزو میکنمامیدوارم به همه ارزوهات برسی(رمز رسید بهت یا نه ؟؟)

امیدوارم کسی رو از قلم ننداخته باشم 

خیلی خیلی دوستتون دارم

 شرمنده که جمله های قلمبه سلمبه بلد نیستم گشتم تو نت چند تایی بیدا کردم که تقدیم شماها میکنم

اول این گلهای زیبا رو تقدیم میکنم به همتون

 

                                                       یک نفر همره باد

                    آن یکی همسفر شعر و شمیم

                    یک نفر خسته ازین دغدغه ها

                       آن یکی منتظر بوی نسیم

                   همه هستیم در این شهر شلوغ

                    این کفایت که همه یاد همیم

                  عیدتون مبارک

 

                      

 

   آرزویم این است ....

          آسمانت بی غبار..

             سهم چشمانت بهار ..

                قلبت از هر غصه به دور ...

                         بزم عشقت بر سرور ....

                                بخت و تقدیرت قشنگ ...

                                            عمر شیرینت بلند....

                                               سال تو مبارک

 

 

       

 

  دنیا را برایتان شاد شاد . شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم

 

 

رفتم دیگه دیدم جمله ها مفتیه گفتم چندتا بزارم که همچین با حال جلوه کنه

 

خدافظی

ب ن: عکس ۷سین رو جدا میزارم براتونیا شب یا فردا صبح

ب ن: آهنگی که راجع بهار باشه همین یه دونه رو داشتممال زمان خیارشور شاهه

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 17:15 توسط قندک بانو| |

سلام
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 19:57 توسط قندک بانو| |


آخرين مطالب
» همه چی نوشت +تبریک روز مادر
» خدافطی تا 2ماه
» بیمارستان
» داستانم نصفه بود که =)) بقیه شو بیاین بخونین =))
» این روزها.......
» ...
» تعطیلات ما
» این چند روز +عکس 7سین +عکس عیدی
» تبریک سال نو
» حق دارم ؟؟ یا ندارم ؟؟ (نیش باز)

Design By : RoozGozar.com